آینهها
از آدم ها فرار می کنی، از آفتاب
دوست داری مشکی موهایت را پنهان کنی
گونه هایت را وقتی از خجالت سرخ می شوند
مهربانی ات را پشت بی تفاوتی های ناشیانه پیدا میکنم
سادگی ات را پشت حرفهایی که از جنس تو نیستند
برایت عجیب است چیزهایی که در تو دوست دارم
برایم عجیب است چیزهایی که درخودت دوست نداری
باید بین تو و تمام آینه ها بایستم
تصویری که میتوانی در این چشمها ببینی
ساده در آینه پیدا نخواهی کرد
شاید شب زن گوشه گیری باشد شبیه تو
که همیشه از سوراخ های چادرش خجالت می کشد!