از کجا اومده
این زبان کجا شکل گرفت و دنبال حل کردن چه مسئلهای بود.
یه دفترچه برای دیدن
یه کتابخونهی رو به رشد از سبکها، جنبشها و آدمهایی که تصویر ساختن.
نه مودبورده، نه لیست پرامپت. هدف اینه که چیزی رو که تو یه تصویر میبینیم و حس میکنیم، تبدیل کنیم به کلمه: یه زبان بصری از کجا اومده، چطور ساخته شده، از کجا بشناسیمش و چطور توصیفش کنیم.
این زبان کجا شکل گرفت و دنبال حل کردن چه مسئلهای بود.
خط و رنگ و فضا و ریتم و نور و متریال چطور با هم کار میکنن.
با چه چیزهایی قاطی میشه و کدوم تفاوتها واقعاً مهمن.
کلمههای دقیق برای ویژگیهاش، و یه توصیف برای شروع.

۰۱ سبک / دههی ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰
خورشید پرتوافشان، فرمهای پلهای و کروم؛ زندگی مدرن با لباس مهمونی.
دیدن
۰۲ جنبش / حدود ۱۸۹۰ تا ۱۹۱۰
منحنیهای شلاقی، فرم گیاهها و تزئینی که میروید، نه اینکه بعداً اضافه بشه.
دیدن
۰۳ مدرسه / ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳
هنر، صنایع دستی و صنعت، تو یه سیستم بصری که کار میکنه.
دیدن
۰۴ جنبش / حدود ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۴
چند زاویهی دید تو یه تصویر، صافشده به سطحهای تکهتکه.
دیدن
۰۱ هنرمند / ۱۸۶۲ تا ۱۹۴۴
دایره و گلبرگ و مارپیچ، نه برای تزئین؛ برای فهمیدن.
دیدن
۰۲ هنرمند / ۱۷۶۰ تا ۱۸۴۹
خط محکم، مقیاس عجیب، و آدمهای معمولی جلوی عظمت طبیعت.
دیدن
۰۳ هنرمند / ۱۸۹۵ تا ۱۹۴۶
نور بهعنوان متریال، تکنولوژی بهعنوان ابزار، و نگاهی که از ارتفاع چشم آزاد شده.
دیدن
۰۴ هنرمند / ۱۸۷۹ تا ۱۹۴۰
خطی که قدم میزنه، رنگ تو مربعهای کوچیک، نشانههایی که انگار حرف میزنن.
دیدن۰۱ راهنما
به جای «سینمایی» و «مینیمال»، کلمههایی که به یه چیز دیدنی اشاره میکنن.
خوندن۰۲ راهنما
ثابتها، متغیرها و اینکه هر کدوم تا کجا میتونن تکون بخورن.
خوندن۰۳ راهنمای عملی
از «یه حس رؤیایی» برس به توصیفی که بشه ویرایشش کرد.
خوندن۰۴ چارچوب اصلی
ده لایه برای اینکه استایل رو مثل یه سیستم بخونیم، نه یه ظاهر.
خوندن