M/کتابخونه‌ی بصری
  1. کتابخونه‌ی بصری
  2. سبک‌ها
  3. پاپ آرت

سبک

پاپ آرت

هنری که مستقیم به تبلیغات و کمیک و بسته‌بندی و آدم‌های مشهور نگاه کرد، و برای این کار از تکنیک‌های خودشون استفاده کرد.

اسم‌های دیگه: پاپ‌آرت، هنر پاپ، هنر عامه‌پسند

مطالعه‌ی تصویری پاپ آرت: گریدی از شونزده قوطی بی‌برچسب با رنگ‌های تخت قرمز و زرد و فیروزه‌ای و سرخابی و خط دور سیاه پررنگ، روی زمینه‌ی سفید.
تصویری که برای این صفحه ساخته شده؛ کار هنرمند یا جنبشی که معرفی می‌شه نیست.

سوپرمارکت می‌ره تو گالری

پاپ آرت اواسط دهه‌ی ۱۹۵۰ تو بریتانیا شروع شد؛ هنرمندهای دور «ایندیپندنت گروپ» مثل ریچارد همیلتون و ادواردو پائولوتزی با عکس‌های مجله‌ها از زندگی مصرفی کلاژ می‌ساختن. اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ تو آمریکا منفجر شد، با اندی وارهول، روی لیختن‌اشتاین، کلاس اولدنبرگ و جیمز روزنکوئیست.

به جای ضربه‌ی قهرمانانه و شخصی قلم‌موی اکسپرسیونیسم انتزاعی، پاپ از ظاهر بی‌نام تولید انبوه استفاده کرد: سیلک‌اسکرین، نقطه‌های بن‌دی، لوگو، تکرار. این‌که فرهنگ مصرفی رو جشن می‌گرفت یا آروم نقدش می‌کرد هنوز محل بحثه، و همین ابهام بخشی از قدرتشه.

آناتومی بصری

سوژه

برندها، بسته‌بندی، قاب‌های کمیک، ستاره‌های سینما، غذا، ماشین؛ تصویرهایی که همه از قبل می‌شناسن.

رنگ

رنگ‌های اصلی تخت و اشباع و رنگ‌های فلورسنت، معمولاً مستقیم از چاپ تجاری.

خط

خط دور سیاه و پررنگ، قرض‌گرفته از کمیک و تابلونویسی.

تکسچر

نقطه‌های بن‌دی، هاف‌تون، لایه‌های سیلک‌اسکرین که درست روی هم نیفتادن؛ ظاهر چاپ ارزون، در اندازه‌ی بزرگ.

تکرار

یه تصویر که تو گرید تکرار می‌شه، مثل جنس‌های روی قفسه.

مقیاس

چیزهای کوچیک روزمره خیلی بزرگ می‌شن، یا غذا و اشیا مجسمه می‌شن.

از کجا بفهمیم پاپ آرته

  • تصویر انگار از تبلیغ یا کمیک یا بسته‌بندی قرض گرفته شده.
  • رنگ تخت با خط دور قوی یا نقطه‌های چاپی پیدا.
  • تکرار و سریال‌سازی، به جای یه تصویر تک و گرون‌قیمت.

جایی که معمولاً اشتباه می‌گیریم

پاپ آرت فقط «رنگی و بامزه» نیست. خیلی‌هاش سرد و بی‌احساس و حتی ناراحت‌کننده‌ست: تصادف ماشین، صندلی الکتریکی، پوچی شهرت. فقط نقطه‌ی کمیک هم یه تصویر رو پاپ نمی‌کنه؛ ایده‌ی قرض گرفتن تصویر فرهنگ عامه‌ست که می‌کنه.

با چه کلمه‌هایی توصیفش کنیم

کلمه‌های دقیق برای همون ویژگی‌هایی که بالاتر گفتیم. به جای این‌که فقط اسم سبک یا هنرمند رو بیاری، چند تاشون رو با هم ترکیب کن.

  • نقطه‌های بن‌دی
  • الگوی هاف‌تون
  • چاپ سیلک‌اسکرین
  • رنگ‌هایی که روی هم نیفتادن
  • رنگ تخت و اشباع
  • خط دور کمیکی
  • گرید تکراری
  • کالاهای مصرفی
  • پرتره‌ی آدم مشهور
  • شیء روزمره در اندازه‌ی غول‌آسا
یه توصیف برای شروع

یه گرید از نه تا بسته‌ی یکسان شبیه قوطی کنسرو، هر کدوم با یه ترکیب رنگ تخت و روشن متفاوت، لایه‌های رنگ کمی جابه‌جا روی هم، نقطه‌های هاف‌تون پیدا، زمینه‌ی سفید و تمیز.

امروز ازش چی برداریم

  • به تصویرهایی دور و برت نگاه کن که هیچ‌کس اسمشون رو هنر نمی‌ذاره.
  • «ایرادهای» چاپ رو عمداً به‌عنوان تکسچر استفاده کن.
  • یه تصویر رو اون‌قدر تکرار کن که معنیش عوض بشه.
یه تمرین

از یه جنس معمولی تو آشپزخونه‌ت عکس بگیر. یه گرید نه‌تایی ازش بساز و هر بار فقط رنگش رو عوض کن. ببین کِی دیگه جنس نیست و تبدیل می‌شه به الگو.

بعدش اینا رو ببین

کلاژآرت دکو